علي بن زيد البيهقي ( ابن فندق )

38

تاريخ بيهق ( فارسى )

پنجم ربع خواشد و وريان و اين ربع كلاتها بسيار دارد چون برقن ، و ستاج ، و دارين ، « 1 » و باشين « 2 » ، و كاموند « 3 » العليا و السفلى ، و سلماباد . ششم ربع خسروجرد و از آن ربع بود ديه آبارى بوى متصل ، و عثماناباد ، و ديه سدير ، و حفير ، و كسكن ، و كراب ، و دسكرهء بيت النار ، و فسنقر ، و برزه ، و نحاب « 4 » ، و بلاشاباد ، و شاره ، و دربر ، و غير آن . هفتم ربع باشتين و آن باشتين بود ، و نامين « 5 » ، و ريود ، و دستجرد نامين ، و كرداباد « 6 » ، و شعرانى ، و بلاجرد ، و كرداباد « 7 » ، و بفره ، و ساروغ ، و بشتنق ، و غير آن . هشتم ربع ديوره و آن « 8 » ديههاى بسيار دارد ، آن را قرى الجبل خوانند ، و ميلون ، و پرون ، « 9 » و دوپين ، « 10 » و براباد ، و عبد الملكى ، و غير آن ازين ربع باشد . نهم ربع كاه « 11 » و اين قصبهء چشم بود ، و بروغن ، و مغيثه ، و ساسان قاريز ، و يحياباد منزل ، و فارياب ، و شقوقن « 12 » ، و خسروآباد ، * و بزدر ، و دستجرد ، و بادغوس ، « 13 » و غير آن . * درين ربع ديهى است كه آن را زردگاه مىخوانند و مىگويند در قديم شهرى بوده و در شهور سنهء اربع و عشرين و ثمانمايه ! ! كاريز آن بتمامى جارى شد ، همانا اين ربع را بدان ديه نسبت كنند . « 14 »

--> ( 1 ) و بنفن . ( 2 ) سا . ( 3 ) نص ، كامويد . ( 4 ) نخاب . ( 5 ) نص ، و نامن . ( 6 ) و كده آباد . ( 7 ) ش ، اين كلمه در ( نب ) نيست و در ( نص ) هم زايد و مكرر مىنمايد . ( 8 ) و اين . ( 9 ) و فدوقن . ( 10 ) كذا و شايد دزين باشد ( بتعليقات در آخر كتاب مراجعه كنيد ) . ( 11 ) ربع زردگاه . ( 12 ) و سقوقن . ( 13 ) ضا . ( 14 ) در ( نب ) از نشان ستاره تا اينجا اضافه است و از لفظ ثمانمائة چنين مىنمايد كه از الحاقات ديگران است مگر اينكه ثمانمائه را كاتب غلط نوشته و اصل آن ثلاثمائه يا لفظ ديگر باشد .